شایان پرفسوررررررررررررررررررررر
بعد از چند وقت بلاخره مامان جونم وقت کرد بیاد و این وبلاگ ما رو آپ کنه .gif)
اول میخوام براتون بگم که چه کلماتی رو میگم تا الان که دیگه 18 ماهم تموم شده
پوپ= توپ اله = خاله نانی= یاسی حنانه دادان= ساسان دایان= شایان پوسته= پوست بکن دردر= در و باز کن یا ببند حالا در هرچیزی بتنی= بستنی سیر= شیر میخوام میخوام آب جیز اوووف نه به به نون جیجنی = میوه مو= موز ده با کسره = سه جیش پیف= پی پی نانای نی نی ای ول ممد = محمد ددر= گردش و بیرون رفتن مامانی و بابایی دتایش= ستایش اینجا اونجا اودات= افتاد ای چیه= این چیه بوس و ناز هم میکنم خلاصه اینا رو یادم میاد بازی هم لی لی لی لی حوضک میکنم ، کلاغ پر میکنم دالی موشه میکنم دنبال بازی میکنم ماشین کنترلی میرونم دوچرخه رو راه میبرم البته سوارش نمیشماااااا خالی راش میبرم کتاب میخونم البته با زبان خودم و عکساشو نگاه میکنم، نی نی رو لالایی میدم
تازش پاهامم بو میکنم میگم پیف پیف و به همه هم میدم بو کنن اجباری
کابینتا هم از دست من داغونن دیگه دائم دارم آشپزی میکنم تازه کمک مامانم گرد گیری و اینا هم میکنماااااااااا لباسا رو میندازم تو ماشین بشوره خلاصه کلی کار که دیگه حافظه ی مامان الان یاری نمیکنه دیگه 
اینم چند تا عکس از اینجانبببببببببببببببببببببببببب
برید ادامه ی مطلب

چقدراین بند لباسا خوشمزه است 

این نانی جمعه ها منو دختر میکنه و کلی باهام بازی میکنه دیگه چیکار کنیم دل خواهرمو نشکونم دیگه

اینم از من و دوچرخه ام




شایان پرفسوررررررررررررررررررررر
